تبليغاتX
" باید به دست های جنون اقتدا کنم "

" باید به دست های جنون اقتدا کنم "

من بی تو یخ کردم،زمینی سرد سردم... خورشید من برگرد تا دورت بگردم

 

 درون پنجره دارد بهار می رقصد

 

و ابر روی سر شوره زار می رقصد

 

به آب ها زده اند این دقیقه ها،یک مرد

 

درون ساعت من،بی گدار می رقصد

 

زمین و حرکت موزون و دختر خورشید

 

نه...مثل اینکه تمام مدار می رقصد

 

*        *        *

 

سکانس بعدی این فیلم ، یکنفر بی تو

 

چه بیقرار ... چه آیینه وار می رقصد

 

و لامبادای من و باد-آخرین برداشت-

 

حضور حادثه بی اختیار می رقصد

 

و "گل نراقی"و آواز "دختر زیبا"

 

"مرا ببوس"...کسی روی دار می رقصد

 

نفس نفس ، خفقان ، خستگی ، سیاهی ... کات!

 

ویک جنازه که با افتخار !!! می رقصد

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر1385ساعت2:31 قبل از ظهرتوسط مریم شفیعی | |