تبليغاتX
" باید به دست های جنون اقتدا کنم " -

" باید به دست های جنون اقتدا کنم "

من بی تو یخ کردم،زمینی سرد سردم... خورشید من برگرد تا دورت بگردم

 

 

از این همه التهاب کم کن باران

یک چادر خیس بر سرم کن باران

از سرخی لبهاش تنم سوخته است

لطفا بغلم کن...بغلم کن باران...

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت1:0 قبل از ظهرتوسط مریم شفیعی | |