از این همه التهاب کم کن باران یک چادر خیس بر سرم کن باران از سرخی لبهاش تنم سوخته است لطفا بغلم کن...بغلم کن باران...
از این همه التهاب کم کن باران
یک چادر خیس بر سرم کن باران
از سرخی لبهاش تنم سوخته است
لطفا بغلم کن...بغلم کن باران...
+نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت1:0 قبل از ظهرتوسط مریم شفیعی | |
گره به کار من افتاده است از غم غربتکجاست چابکي دست هاي عقده گشايت؟" دلم گرفته برایت " زبان ساده ی عشق استسلیس و ساده بگویم: " دلم گرفته برایت "
Home Email Night Skin
حسین منزوی محمد علی بهمنی قیصر امین پور غلامرضا طریقی باغکوچه بخواب فروردین پرپروک نالالایی مسافر پاییز رهایی تنها تر از همیشه_خودم _ آوای ورازشت خزان عاشقانه هذیانهای یک بیمار روانی اشعار عاشقانه ی من بید های مجنون دریا اگر باشد دلت... پسا غزل 1 واران آدمک شاعرانه ها سارا-شعر الفبای باران خود زنی با چاقوی لیزری هر شب یک رباعی سکسکه های یک مست به هر زبان که تو خوانی شبگرد لوتی رباعی تیلا پسا غزل بهونه گیر چایخانه ی غزل سیب سبز من و غزل روایت تنها با دریا در رویا آیینه آخرين پنجره خرها عمر دراز دارند خفن ترین گروه دانشگاه سنگواره ای کهن بوم و بر مرگ رنگ رويداد نادرترين غزل گریه ی ققنوس پیله ی تنگ پروانگی غزل و عاشقانه ها ویولونیست دیوانه یکی مثل خودم شین قایق دست نوشته های نابینا و.حسرت Specific فتو نایت آپلود عکس گالری عکس کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump xeeber کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
xeeber