تبليغاتX
" باید به دست های جنون اقتدا کنم " -

" باید به دست های جنون اقتدا کنم "

من بی تو یخ کردم،زمینی سرد سردم... خورشید من برگرد تا دورت بگردم

 

این بغض ها که در تنت اتراق می کند

باران به شهر چشم تو قشلاق می کند

تو گرم گریه می شوی ... انگار یک نفر 

قلیان درون سینه ی من چاق می کند

 

 

+نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت1:9 قبل از ظهرتوسط مریم شفیعی | |